سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :115
  • بازدید دیروز :175
  • کل بازدید :371000
  • تعداد کل یاد داشت ها : 577
  • آخرین بازدید : 100/1/23    ساعت : 5:21 ع

نخست
وزیر امام(ره) در یادداشت اخیر خود درباره تصویب قطعنامه 1929، مسائلی را
مطرح کره است که به طور واضح با دیدگاه های حضرت روح الله تعارض کامل دارد.
در ادامه قسمت هایی از این یادداشت آورده شده است:
«برای
اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثر
خواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد
کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشتر معیشتی و اجتماعی قرار خواهد داد،
فاصله ما را ازکشورهای در حال رشد جهان بویژه کشورهای همسایه رقیب بیشتر
خواهد ساخت و آخرین میخ را بر تابوت چشم انداز بیست ساله خواهد کوبید. کدام عقل سلیم است که نداند کشورما امروز پس از صدور قطعنامه آسیب پذیرتر و منزوی تر از گذشته شده است؟...
صرفا گفتن اینکه این قطعنامه یک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمی کند...»

و اما حضرت امام خمینی(ره) در این باره صراحتا می فرمایند:
«وقتی
یک ملتی احساس کرد که ارزاقش را دیگران نمی دهند به او، خودش به فکر می
افتد که برای خودش درست کند. مادامی که در نظرش این است که نه، می دهند به
ما، نمی تواند کار بکند...
ملتی که منزوی بشود، می تواند ترقی کند، مترقی می شود. ملتی که منزوی نیست
نمی تواند به ترقی، راه خودش را برود. ملت غیرمنزوی، یعنی، ملتی که اتکالش
به دیگران است، خوراکش را از دیگران می گیرد، اتومبیلش هم از دیگران می
گیرد، برقش هم از دیگران می گیرد. این کلا تا آخر باید اسیر باشد. تا
منزوی نشوید نمی توانید مستقل بشوید. از انزوا ما چه ترسی داریم، ما آن
روزی که منزوی نبودیم همه گرفتاری ها را داشتیم.
حالایی
که منزوی هستیم مستقل هم هستیم. الآن هر کسی آقایی خودش هست، هی زیر بار
دیگری نیست. الآن می تواند یک سفارتخانه ای- هر سفارتخانه ای می خواهد
باشد- می تواند که به حکومت ما، به دولت ما یک چیز را تحمیل کند؟ پس ما
منزوی نیستیم. شما خیال می کنید منزوی هستیم. منزوی به آن معنایی که شما
می خواهید نباشیم، این معنایش این است که ما وابسته باشیم و تا آخر، غلام
حلقه به گوش باشیم...
آقایان می خواهند ما هم اینطور بشویم. ما انزوایی را که این آقایان خیال می کنند، با آغوش باز، این انزوا را می پذیریم...
شما
مقایسه کنید بین کشور خودتان امروز که منزوی هستید با کشور خودتان در ده
سال پیش از این نبودید. مقایسه کنید، فکر کنید. هی فکر اینکه ما چیزی
نداریم، ما انسان داریم. ما آدم داریم. ما جوان داریم. ما جوان هایی داریم
که با همه قوا، در مقابل همه قدرت ها ایستاده اند. چی هیچی نداریم؟ ما همه
چیز داریم. ما این زمین های وسیع (را) داریم. ما آنقدر چیزهایی زیرزمینی
داریم. چطور ما نداریم؟ ما همه چیز داریم. فقط این انزوا نبودن، منزوی
نبودن، ما را به این حال رسانده است که ما برای هر چیز باید دستمان را پیش
دیگری دراز کنیم...»

صحیفه امام(ره)، جلد 13، صفحه 311 تا 314
 







      

" چهلم منتظری " اوج حقارت یک جنبش !!

مراسم "چهلم منتظریِ مخلوع" در حالی امروز
جمعه 9/11/88 در قم برگزار شد که اثری از آن حضور میلیونی!!! سبزهای لجنی
علی رغم تبلیغات گسترده آنها دیده نمی شد. شاید مجموع حاضران در مراسم به
هزار نفر هم نمی رسید و این حالی بود که تعداد کسانی که از نمادهای سبز
استفاده کرده بودند انگشت شمار بود.

سبزها از مدتها قبل در صدها سایت و وبلاگ
برای این مراسم فراخوان زده بودند و حتی تیزری با عنوان "عطر یاس" تولید
کرده بودند اما نتوانستند خاطره آن دوشنبه سیاه(تشییع جنازه) را زنده کنند.

این مراسم در محاصره مردم ولایتمدار قم و با
آرامش همراه با ترس آنها برگزار شد. جمعی دیگر از امت حزب الله نیز در
حسینیه شهدای خیابان صفائیه با برگزاری دعای سمات و سخنرانی حجت الاسلام
احمد پناهیان آمادگی خود را برای حضور در صحنه اعلام کرده بودند.

هر چند دو روز قبل از این مراسم اکبر هاشمی
رفسنجانی همفکران خود را از دانشگاه ادیان و مذاهب و دانشگاه مفید قم
فراخوانده بود و از آنجا برای قم و رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه پیام
تهدید فرستاده بود که "بوی توطئه می آید"، اما این تدارک به سرانجام نرسید
و مراسم چهلم بدون حتی یک شعار سیاسی به نفع سران فتنه و سبزها، برگزار
شد. و این در حالی بود که مردم قم با در دست گرفتن تصاویر مقام معظم رهبری
در جلو بیت منتظری و صانعی و همچنین در خیابانهای اطراف حضور پررنگی
داشتند.

با اینکه تعداد زیادی از تصاویر منتظری توسط
مسئولین جلسه توزیع شده بود اما تعداد کمی از حضار، حاضر به در دست گرفتن
عکس آن مخلوع شدند.

از حاشیه های جالب مراسم این بود که وقتی
سخنران نام منتظری مخلوع را می برد حاضران سه صلوات می فرستادند اما در
هنگام بردن نام حضرت امام خمینی(ره) صلوات نمی فرستادند و تنها مردم
ولایتمدار قم در این هنگام صلوات میفرستادند.

لازم به ذکر است مراسم مذکور با اجازه مسئولین امنیتی استان و همچنین با حفاظت نیروی انتظامی برگزار شد

اما اگر سبزها در آن دوشنبه سیاه قم(مراسم
تشیع جنازه منتظری) از پیام کریمانه مقام معظم رهبری سوء استفاده نکرده
بودند؛ شاید مسئولین بیت منتظری میتوانستند مراسمات بعدی را برگزار کنند
ولی این خطای استراتژیک سبزهای مهاجر که از تهران و اصفهان و نجف آباد
آمده بودند باعث شد پشتوانه های جنبش سبز در قم(مانند مجمع مدرسین، بیت
صانعی و ...) در معرض خروش مردم ولایتمدار و انقلابی قم بگیرد، به نحوی که
مراسم شب اول مرگ او در مسجد اعظم و مراسم شب های بعد توسط امت حزب الله
قم به طور کامل تسخیر شد و حتی اثری از مسئولین برگزاری مراسم هم دیده نشد.

 مراسم شب های سوم و هفتم و حتی مراسم مجمع
مدرسین در روز عاشورا نیز به تعطیلی کشیده شد. سبزها چهل روز پیش آمدند
اما پشت سرشان را خراب کردند و سران آنها دیگر جایگاهی در قم نخواهند داشت.

فیلم مراسم شب اول مرگ منتظری را از اینجا دانلود کنید.

این مراسم که قرار بود توسط بیت وی در مسجد
اعظم قم برگزار شود و صبح تشییع نیز توسط احمد منتظری اعلام شده بود با
حضور مردم انقلابی تسخیر شد.








      

و جمله مشهور و مهم مریم رجوی :
 
موسوی در ایران همان چیزی را میخواهد که ما میخواهیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اظهارات سعید شاهسوندی با رادیو صدای ایران درباره مریم عضدانلو و سوابق تشکیلاتی و عضویت اش در سازمان مجاهدین خلق


لازم
نیست در مورد سوابق گروهک منافقین وجنایت های اون توضیح بدم فقط میخوام با
شخصیت کثیف یکی از سران این گروه که خودشون رو فدایی ایران میدونند آشنا
بشید . این گروه در خارج از کشور بسیاری از ایرانی ها رو توانستند با شعار
های پوچ فریب بدهند و این خانم هم که همسر مشترک آقای ابریشم چی و مسعود
رجوی هست خودشو رئیس جمهور آینده ایران میدونه ..... 
"من
خانم رجوی را بسیار بسیار خوب می شناسم. ایشان بسیار ناتوان است. ناتوان
تر از آنکه بسیاری فکر می کنند. من یادم می آید وقتی ایشان قرار بود پیام
بدهد، نوشته ها را من در پشت دوربین می گرفتم تا ایشان از روی آنها
بخواند. ایشان حتی از اینکه یک پیام را از پشت دوربین با حروف درشت بخواند
ناتوان بود. ما باید بارها فیلم را بر می گرداندیم تا ایشان بتواند این
کار را انجام بدهد. ایشان در واقع کاریکاتوری هستند از خود آقای رجوی.
حالا ببینید داستان چقدر کمدی است." اینها اظهارات شاهسوندی در یکی از
گفتگوهای اخیرش با رادیو صدای ایران در خصوص معرفی مریم عضدانلو بود .
بخشی از متن قسمت 112 گفتگوهای شاهسوندی با رادیو صدای ایران :


8

ادامه مطلب...






      

آقای "گل آقا"!خدایت رحمت کند؛نوشتی
"خاتمی" و همان خاتمی خوانده شد ولی ما در 9 دی نوشتیم "محاکمه" اما
خوانده شد "مناظره".نوشتیم "گوشمالی" اما خوانده شد"ماستمالی".نوشتیم
"ولایت" اما خوانده شد "حکمیت".نوشتیم"ابن عباس" اما خوانده
شد"ابوموسی".نوشتیم "کربلا" اما خونده شد "کوفه".نوشتیم "بین الحرمین" اما
خوانده شد "بینابین".نوشتیم "اقتدار" اما خوانده شد "اعتدال".نوشتیم
"دادگری" اما خوانده شد "میانجیگری".

موسوی را بازداشت نکنید؛قهرمان می شود.به
خاتمی از گل نازکتر نگویید؛ناراحت می شود.حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی که
استوانه نظام است. موسوی خوئینی ها که انقلابی است.صانعی که مرجع تقلید
است.آن یکی که در پاریس با امام بوده.این یکی که در نجف با امام بوده.آن
دیگری که در ترکیه با امام بوده.این در هواپیما با امام بوده.آن دیگری پای
پلکان با امام بوده.این یکی هم که انقلاب ارث پدرش است.شیخ هم که کلا
تعطیل است!با این حساب سران فتنه،من بودم و اسی سگ دست و علی قالپاق ... ا
متن کامل







      

نمایشگاه تصویری

" پایان خاتمی "

" پایان خاتمی " یکی از مهترین پیام های دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود که به صورت
کاملا زیرکانه ای از سوی طیف شکست خورده انتخابات مسکوت نگه داشته شد.








      

در گزارشی از
پنجمین همایش «مرگ گفتمان اصلاحات» نوشت که پیام فضلی‌نژاد گفت: عبدالکریم
سروش در آراء جدید خود صراحتا مرگ گفتمان اصلاحات را اعلام کرده است و
می‌گوید که دیگر نمی‌توان از نسبت روشنفکری با سیاست‌ورزی دم زد و باید به
سوی عملگرایی (پراگماتیسم) رفت. پدر معنوی اصلاح‌طلبان برمبنای همین تغییر
رویکرد است که می‌گوید در انتخابات باید به دنبال «مرد عمل» بود.

منبع:وبسایت شخصی پیام فضلی نژاد







      

نوشته های زیر شااید کمی دیر انگاشته شود ولی خواندن آن خالی از لطف نیست.
صبح بعد از پیروزی جناب اوباما در شوی دموکراسی جایی که بعد از 250 سال هنوز روسای جمهور در این دموکراسی امریکایی فقط از این دو حزب بوده اند،به رادیو جوان گوش میدادم که مجری رادیو با حالتی وصف ناشدنی خبر از پیروزی  ریس جمهور محبوب خود میداد و  دیگر اینکه کسی پشت تلفن است  از ستاد جناب اوباما و میخواهد برای مردم ایران که نه گویی برای مردم دنیا خبر پیروزی اوباما را باطلاع برساند خب دیگه اذیتتون نکنم فرد پشت تلفن کسی نبود جز جناب مستطاب صادق خان زیباکلام تو گویی که از فرط خوشحالی در حال نفس نفس زدن است. خب جناب صادق خان در پشت تلفن از پیش بینی خود در مورد نتیجه انتخابات میگفت و از تفاوتهای بوش واوباما تو گویی سالها با او زندگی کرده است، واز هم حزبی های اوست که کل مرام حزب را میشناسد.راستی یادم رفت که گفته بودم مستقیم از دفتر انتخاباتی اوباما با رادیو در تماس بود ولی نه از واشنگتن بلکه از تهران  .
یادش نبود که در زمان  امدن صدرت العظم به جای صدر اعظمی در آلمان نیز همین حرفها زده شد و ما به درست بودن حرفها آنان پی بردیم و از این همه سواد سیاسی دوستان به خود بالیدیم ،در ادامه برای صدق ادعای خود و برای قالب کردن نه ببخشید غالب کردن حرف اشاره ای به جناب کلینتون رحمت ا.. علیه فرمودند و به تفاوتهای جناب بوش و کلینتون پرداختند و حال فرصت جدی شدن است. استاد گویا از یاد برده اند که تفاوتهای دموکراتها و جمهوری خواهها تفاوتهای تاکتیکی است و هیچوقت به سطحی استراتژیکی نخواهد رسید زیرا که در آمریکا حزب است که حرف اخر را در  مدیریت کشور میگیرد و احزاب مادام العمر ریس جمهور داشته ولی به طور نوبت نوبتی.

 سیاستشان برای همه آشکار است و گوییا از یاد برده اند و قادر به کمی تحلیل اوضاع سیاسی امریکا در سده اخیر نبوده اند و گوییا فراموش کرده اند که در طی یک تقسیم بندی سیاسی جنگها را به حزب جمهوری و آرامشی دروغین+ چهره ای همراه با لبخند را به  حزب دموکرات واگذار کرده اند و از این طریق سیاست خود را به جلو برده ان و تمام دنیا را به بازی داده و اشغال کرده اند.

 آیا وجود نیروی نظامی ذر حد اقل 90 کشور دنیا اشغال بی سر و صدای آن کشور ها نیست برای مثال در ژاپن اگر سربازی یانکی به فردی ژاپنی تجاوز کند سیستم قضایی ژاپن حق مجازات او را نخواهد داشت. که این اشغال در زمان دموکراتها نبز بوده است. 
آیا از یاد برده است که به گزارش CNN  دستور ساخت بمب جنسی بمبی که باعث تحریک قوای جنسی سربازهای مقابل برای تمام عمر میشود و خیلی راحت هر نیرویی را از پای در می اورد و حتی از اعلام  این عمل ضد بشری نیز ابایی ندارند در زمان کلینتون داده شدو ایا از یاد برده اند استفاده سلاحهای آلوده به اورانیوم رقیق شده استفاده شده  در زمان کلینتون داده شده بود و فقط بوش انها را بر سر عراقیهای مظلوم ریخت.
آیا نامی از مراکز تصمیم سازی  مانند بنیاد رند نیری هوایی آمریکا(فرانسیس فوکویاما) و دانشکده حکومت داری دانشگاه هاروارد که توسط هانتینگتون اداره میشودو
شخص برژینسکی دموکرات در دانشگاه کلمبیا  کسی که قبل از دفاع مقدس با صدام ملاقات داشت و فرمان شروع جنگ را او به صدام داد.
و دیگر استراتژیستهای زنده مانند مایکل لدین طرح حوادث کوی دانشگاه تهران
و دیگر مواردی که به ما میفهماند که در عرصه ی ساست  حرف افرادی صرفا تئوریک و جدا از صحنه عمل گوش فرا ندهیم و چه بسا زمانی که صدای آنها گوش فلک را کر میکند حتی پنبه در گوش گذاریم،تا صدای تحلیل های ان طرفیشان را نشنویم.

وبلاگ کلبه کرامت






برچسب ها : اخبار لامرد  ,



      

 
«ما احتیاج به نیروگاه اتمی نداریم، جمهوری اسلامی ایران برای قدرت نمایی سعی در پیش بردن برنامه های هسته ای خود دارد.»!
احمد شیرزاد نماینده مجلس ششم از اصفهان در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی «ریپوبلیکا» با بیان مطلب فوق، تلاش جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به فن آوری هسته ای را «کلاهبرداری»! و «عوامفریبی» معرفی کرده و گفت «راه اندازی نیروگاه بوشهر هم ضرورتی ندارد و باید تعطیل شود.»
نکته جالب توجه آن که روزنامه ایتالیایی «ریپوبلیکا» از یک سو می خواهد احمد شیرزاد را یک دانشمند هسته ای! معرفی کند تا اظهارات وی برای خوانندگان روزنامه قابل قبول باشد و از سوی دیگر به خاطر اطلاع از بی بهره بودن وی از دانش هسته ای، اینگونه معرفی کردن را برای حیثیت روزنامه زیان بار می داند بنابراین به یک ترفند ژورنالیستی روی آورده و در آغاز خبر می نویسد؛ محمدرضا خاتمی ،آقای شیرزاد را یک دانشمند هسته ای می داند!
چند ماه قبل احمد شیرزاد در سایت اختصاصی خود مقاله ای به مخالفت با فعالیت هسته ای ایران درج کرده بود که به روشنی از میزان کم اطلاعی وی از دانش هسته ای خبر می داد.
گفتنی است در دولت سابق که از سوی همفکران سیاسی آقای شیرزاد اداره می شد از نامبرده برای مشورت در مسائل هسته ای دعوت شده بود ولی گزارش این جلسات که هم اکنون موجود است و توسط دوستان آقای شیرزاد نوشته شده نشان می دهد که ایشان بهره چندانی از دانش هسته ای ندارد و به همین علت از تیم مشورتی کنار گذاشته می شود.
رویکرد آشکار و بی پرده برخی از مدعیان اصلاحات به دشمنان وطنشان، صحت برداشت های قبلی درباره آنان را قوت می بخشد.

منبع:کیهان






برچسب ها : اخبار لامرد  ,



      

 از سال 61 تا 67، 15 هزار بیگناه را در خیابان‌های تهران و دیگر شهرها ترور می‌کردند.

 






برچسب ها : اخبار لامرد  ,



      

 عرض سلام خدمت همشهریان عزیز ،در اینترنت در حال وبگاه گردی بودیم که خوردم به این مقاله جالب از حسین درخشان که اون رو براتون میذارم تا بخونید.

ابساختمان سازی: با دستان نرم و عبای شکلاتی، یا دستان زمخت و لباس خاکی


 

چند برداشت دارم پس از دیدن مصاحبه‌ی تلویزیونی احمدی‌نژاد که با شما درمیان می‌گذارم و نظر شما را هم می‌خواهم:

- به نظر من بزرگترین اشکال احمدی‌نژاد این است که اغراق می‌کند. نقاط قوت را بسیار بزرگ می‌کند و نقاط ضعف را هم بسیار کوچک. البته این کاری است که کم و بیش همه‌ی مدیران اجرایی در همه جای دنیا می‌کنند و طبیعی هم هست. چون ضعف نشان دادن در این سطح از مدیریت باعث تضعیف مدیریت‌های میانی می‌شود و چیزی که به لایه‌های پایین‌تر می‌رسد آن وقت تنها ناامیدی و افسردگی است. رفسنجانی و خاتمی هم همیشه همین کار را کرده‌اند. ولی احمدی‌نژاد که از هر نظری با این‌ها فرق دارد نباید زیاد اغراق کند. چون اولا خودش را ناآگاه از تجربه‌ی روزمره‌ی مردم نشان خواهد داد و دوم هم اینکه تفاوت‌اش را با دولت‌های قبلی در ذهن مردم کم‌رنگ خواهد کرد. بخصوص که از نظر عملی، احمدی‌نژاد با عزل و نصب‌های بی‌تعارف و پرتعدادش نشان داده که نقاط ضعف دولت خودش را قبول دارد و می‌بیند و برای رفع آن هم با کسی تعارف ندارد. ولی باید کمی در گفتارش هم این حس را بیشتر به مردم بدهد، مثل کاری که راجع به رییس سازمان ترتیب بدنی علی‌آبادی یک بار کرده بود. اظهار آگاهی از نقاط ضعف خیلی وقتها برعکس چیزی که به نظر می‌رسد به اعتماد بیشتر مردم منجر خواهد شد. البته نه همیشه و بخصوص درباره‌ی مسایل اساسی و سیاست خارجی باید با اعتماد به نفس بیشتر حرف زد. <>





ویدیوی کامل مصاحبه‌ی تلویزیونی احمدی‌نژاد (از «الف»)

- سطح بحث و زبانی که گفتگوگران با آن رییس جمهور را به چالش می‌گیرند واقعا قابل مقایسه با زمان خاتمی و رفسنجانی نیست. الان واقعا رییس جمهور هیچ تقدسی ندارد و حتی در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی هم خبرنگاران هرچیزی را بخواهند به او می‌گویند و او هم پاسخ می‌دهد. این خیلی به نفع حکومت است که کسی خود را بالاتر از نقد صریح نداند و مردم هم این تفاوت را که البته از زمان خاتمی شروع شد و احمدی‌نژاد این را بسیار فراتر برده می‌فهمند. مصاحبه‌های رفسنجانی را به یاد بیاورید. اصلا واقعا طرف فکر می‌کرد شاهنشاه است و فقط دوست داشت تعریف و تمجید بشنود. آن دوران تمام شد و جمهوری اسلامی واقعا پس از سی سال می‌‌تواند ادعا کند که زمین تا آسمان با سیستم دیکتاتوری قبل از انقلاب فرق کرده است. این ویدیو را بدهید به ایرانیانی که سالهاست از ایران دور بوده‌اند و ببینید چقدر شوکه می‌شوند از چالشی که رییس جمهور ممکلت در تلویزیون زنده‌ی خود حکومت توسط دو خبرنگار عادی می‌شود. شوخی نمی‌کنم. امتحان کنید.

- حرف زدن احمدی‌نژاد یک حسی را به آدم می دهد که واقعا در خاتمی و رفسنجانی نبود. این حس که این آدم رییس اجرایی یک مملکت بزرگ با ?? میلیون نان‌خور است و به جزییات کارهای زیردستانش بخصوص در مسایل زیربنایی وارد است و دقت می‌کند و نظر دارد. مثل خاتمی و رفسنجانی نیست که می‌نشستند و قشنگ معلوم بود که یک سری عدد و رقم حفظ کرده‌اند که با آن بیایند و مثلا نشان دهند که روی کار تسلط دارند. البته خاتمی که حتی همین را هم نداشت و فقط می‌نشست و حرفهای یک مدرس فلسفه‌ یا سیاسی را برای سال اول لیسانس را در مقام ریاست جمهوری تکرار می‌کرد.

- حرف زدن احمدی‌نژاد شبیه مهندسی است که پای ساختمان ایستاده و با لباس خاکی و آستین و پاچه‌ی بالا زده دارد کار می‌کند و ساختمان را بر اساس نقشه‌‌های قبلی آرام آرام بالا می‌برد، از کارگرانش کار می‌کشد و آنها هم از او حساب می‌برند و گاهی آنقدر کار می‌کند که شبها هم همان جا در ساختمان نیمه‌کاره و کنار کارگرانش می‌خوابد. ولی خاتمی و رفسنجانی بیشتر شبیه به سرمایه‌گذاران یک ساختمان حرف می‌زدند که هر ازگاهی با چسان و فیسان و بنز متالیک‌شان نوه به بغل پای ساختمان می‌آیند و چند دقیقه گپی با مهندس می‌زنند و چایی‌ای می‌خورند و یک سری امر و نهی کلی درباره‌ی رنگ آینده‌ی سرویس بهداشتی و پارکت می‌کنند و می‌روند؛ و آنقدر نگران تیپ و قیافه‌شان هستند که حتی با مهندس خاکی بینوا حتی دست درست و حسابی هم نمی‌دهند که خدانکرده عبایشان خاکی نشود یا نوه‌شان حساسیت پوستی نگیرد. این را آدم پنج دقیقه که به حرفهای احمدی‌نژاد گوش می‌دهد می‌فهمد و یکهو نگران می‌شود که نکند ساختمانی را که رفسنجانی و خاتمی ساختند با این همه بی‌مبالاتی و بی‌مسوولیتی آنها الان است که با یک میهمانی بیست نفره بریزد پایین. فرق احمدی‌نژاد و خاتمی فرق دستان احتمالا زبر و زمخت او با دست‌های نرم و لطیف خاتمی و رفسنجانی است. من یکی که حاضر نیستم در ساختمان کسی که دستهایش (مثل خودم) از برگ گل لطیف‌تر است زندگی کنم. این آقای مهندس پای کار بدون شک دور بعد هم برنده خواهد شد. مردم تفاوت این دو دست و این دو ساختمان را می‌فهمند و دلشان می‌خواهد مملکتشان دست کسی باشد که برایش پاچه بالا بزند و کار کند.






برچسب ها : اخبار لامرد  ,



      
   1   2   3   4      >