+ چطور ایران باید دل مردم آمریکا و دنیا را به دست بیاورد
ایران برای مقابله به مثل با آمریکا باید شروع کند به یک سری کارهای مشابه. مهمترین استراتژیاش باید این باشد که همانطور که مثلا بوش با فاصله گذاشتن بین دولت و ملت آمریکا خودش را انساندوست و ایراندوست نشان میدهد و با این کار میخواهد داخل ایران شکاف بیندازد، احمدینژاد هم باید این کار را بکند. هم در عمل و هم در حرف.
مثلا چاوز دو سال است که برای خانوادههای کمدرآمد در چند ایالت آمریکا مثل نیویورک نفت خیلی ارزان برای گرمایش هدیه میدهد. یا مثلا به شهر لندن نفت ارزان میدهد تا شهرداری لندن بتواند به فقرا برای حمل و نقلشان با اتوبوس تخفیف سی، چهل درصدی بدهد.
احمدینژاد هم باید فکر کند تا کاری شبییه به این را به زودی اعلام کند. به نظرم بهترین کار میتواند دربارهی بازسازی مناطق آسیبدیدهی کاترتینا باشد. مثلا وام بیبهرهی دو، سه ساله به کسانی که بیخانه شدهاند بدهد. یا مثلا برای مدرسههایشان نفت نصف قیمت بدهد. یا مثلا خانوادههایی را که در کل شهرهای آسیبخورده از کاترینا پول نداند که برای بیمهی درمانیشان بدهند، بطور مجانی یا نصف قیمت بیمهی درمانی کند. یا برای بازسازی مدارس و بیمارستانهای آسیبدیده مهندس و دکتر از ایران بفرسد و خرجشان را بدهد. خلاصه از این تبپ کارها که در هر شهر یا محلهی فقیرنشین آمریکا میتوان انجام داد.
میدانم که دهان اپوزیسیون را نمیشود بست و بلافاصله شروع میکنند که آی، این احمدینژاد مردم ایران را دارد از گزسنگی ذره ذره میکشد و آن وقت به فکر فقیران آمریکایی است. ولی اتفاقا همین غرغرها به پخش شدن بیشتر خبر چنین اقدام سمبولیکی کمک میکند و خیلیها اصل ماجرا را هم از طریق همین خبرهای منفی متوجه خواهند شد.
اثر این کار از صدتا نمیشگاه عکس و جشنوارهی فیلم برای پولدارهای آمریکایی که همینجوریاش هم ضد جنگ با ایران هستند بیشتر است. چون روی آدمهای آمریکایی عادی تاثیر میگذارد. خیلی از این خانوادهها کسانی هستند که بچههایشان از زور فقر وارد ارتش شدهاند و خیلیهایشان هم هنوز طرفدار بوش و ضد ایران هستند.
ممکن است بگویید تحریمهای آمریکا این اجازه را نمیدهد. ولی اتفاقا همین ایده اگر با دیپلماسی فعال در داخل آمریکا پیگیری شود بهترین راه برای ضعیف کردن این تحریمها است. چون بوش چه با آن مخالفت کند و چه موافقت، ایران باز هم در افکار عمومی برنده خواهد شد و بوش بازنده.
به نظر من باید یک شبیه همین کار را (که به نظر من موثرترین نوع دیپلماسی عمومی است و ایران هم همیشه از آن در لبنان خیلی خوب استفاده کرده است) باید در کشورهایی که دولتهایشان و رسانههایشان خیلی علیه ایران دروغ و دشمنی میکارند انجام داد. مثلا انگلیس، فرانسه، آلمان، ژاپن، هند، و حتی اگر راستش را بخواهید در اسراییل. حالا دربارهی این آخری جداگانه مینویسم.
شما هم اگر پیشنهادی دارید بنویسید. شاید یک نفر خوشش آمد و برد و به خود احمدینژاد نشانش داد. آدم چه میداند.
سردبیر خودم
+ احمد باطبی و هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
خیلی خوشحالم که باطبی هم از ایران فرار کرد و با کله رفت توی بغل وزارت خارجهی آمریکا تا مردم ساده و خوشقلب و ضعیفپرست ایران با چشم خودشان ببینند که الکی نبود که جمهوری اسلامی ماجرای 18 تیر و بخصوص از آنجایی که از داخل محوطهی دانشگاه بیرون آمد را یک پروژهی اسراییلی-آمریکایی برای براندازی میدانست. کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم که رهبران آن الان کجا هستند. علی افشاری و اکبر عطری و منوچهر محمدی و احمد باطبی و محسن سازگارا الان کجا و در استخدام چه کسی هستند و در رسانههای کدام کشور شب و روز دارند به نفع چه کسانی دروغ و تحلیل میبافند.
ولی جنبهی جالب دیگری هم از ماجرا آشکار شده است و آن رابطهی «روز آنلاین» و «وزارت خارجهی آمریکا» است. البته هیچ سند محکمه پسندی هنوز از این رابطه در دست من نیست، ولی خیلی آدم باید ساده باشد که یک سری واقعیتهای اخیر را تصادفی بداند. ببینید چند نفر در این یک سال اخیر از «روز» به عنوان نردبان رسیدن به آغوش گرم جورج بوش استفاده کردهاند. (از حسن زارع زاده و روزبه میرابراهیمی بگیرید تا آرش سیگارچی و سولماز شریف و همین احمد باطبی.) ببیند چند نفر از همین بیآبروها همزمان با یا پس از استخدام در ان.ای.دی یا صدای آمریکا یا دیگر سازمانهایی که مستقیما توسط دولت آمریکا تامین مالی میشوند یا همزمان برای «روز» هم مینویسند. (از علی افشاری و فریبا داوودی مهاجر بگیرید تا مهرانگیز کار و عباس میلانی.) حتما هم یادتان هست اولین جایی که عبدالمالک ریگی تروریست را به عنوان قهرمان ملی مطرح کرد و مستقیما با او مصاحبهی تلفنی کرد همین «روز» حسین باستانی بود. (البته بعدا آنقدر گندش درآمد که نوشابهی امیری که آن مصاحبه را با اسم مستعار مریم کاشانی انجام داده بود پس از افشاگری «انتخاب» به غلط و توبه افتاد.) مطالب امید معماریان را هم لابد با اسم مستعار تابلوی وحید ثابتان دیدهاید که از بس ضد ایران و جنگطلبانه و مطابق با بر سیاستهای آمریکا آمریکا است خودش هم جرات نکرده اسم واقعیاش را پای آنها بگذارد. (فقط نگاهی به آرشیو روی جلدهای «روز» بیندازید تا ببینید چه میگویم.)
اتفاقات عجیب و غریب این چند چند سال مرا به این تئوری رسانده است که آمریکا بخشی از پولها و حمایتهایی را که از گروههای برانداز و آشوبگر ظاهرا دانشجویی و حقوق زنانی و کارگری و اقلیتهای قومی میخواهد بکند به چندتا کشور اروپایی واگذار یا اصطلاحا «آوتسورس» (Outsource) کرده است. چون فهمیده که مردم و حکومت ایران آنقدر هم که فکر میکنند ببو نیست که دست آمریکا را پشت این بازی کثیف نبیند. ولی هنوز هم فکر میکنند میتواند سر ما را شیره بمالد و خودش را پشت وزارتهای خارجهی سوئد و نروژ و هلند و فرانسه و انگلیس مخفی کند. ولی به هر حال ماه پشت ابر نمیماند و کمکم این ماسک حقوق بشری اروپایی امثال «حسین باستانی» هم روزی که ایران اتحادیهی اروپا را از آمریکا دور کرد به زمین خواهد افتاد و سیاهی به چهرهی این حرامزادههای وطنفروش پست خواهد ماند.
فعلا که احمد باطبی، قهرمان قلابی و آمریکایی «جنبش دانشجویی»، پس از فرار کردن از ایران و سوء استفاده از اعتماد لطفالله میثمی که سند خانهاش را برای باطبی گرو گذاشته بود، بو با کلی اضافه وزن ناشی از شکنجههای طاقتفرسا در ایران، به آغوش گرم لیلی مظاهری و کاندی رایس رسیده است و داد حامیان خوشقلب و سادهدل و جاهطلب سابقش را هم در آورده است.
اسراییل تمام دار و ندارش را برای متوقف کردن برنامهی اتمی ایران از هر راه ممکن بکار گرفته است. مراقب باشیم.
خوشحالم که گذاشتند فرار کند تا قشنگ آن ماسک قلابی ملیگرایانهاش را کنار بزند و برود بغل خانم رایس
آدم دم خروس را باور کند یا قسم حضرت عباس اینها را؟
بابا این آدم اگر یک جو شرف داشت که نمیگذاشت در این روزهای تهدید به جنگ برود بغل آمریکاییها. چه انتظاری دارید واقعا؟
یک لحظه فرض کنید اگر ایران این بلا را سر یکی آورده بود. تا الان صدتا جایزه گرفته بود و هرشب هم در صدای آمریکا خایههای بوش را میمالید
خاتمی که یک زمانی عبادی را را به باد انتقاد گرفته بود الان خودش دارد همان راه را میرود و با همان حامیان عبادی لاس میزند
+ خلا صه مصاحبه اعتماد با وحید جلیلی

» متهمان به جای شاکی نشسته اند!
» خدا منتجب نیا را برای احمدی نژاد حفظ کند! » آن کار شیطانی ... » ضربه مشارکت و مجاهدین به اعتماد ملی
» خدا منتجب نیا را برای احمدی نژاد حفظ کند!
» اعتماد ملی، التهاب ملی!
حالا فقط اگر ایران این کار را کرده بود الان نوریزاده و شیرین عبادی خودشان را تا حالا جر داده بودند
این میزان تورم 13 سال است که سابقه نداشته
خوشحالی روزنامهی حسین باستانی از درگذشت خمینی (بولتن نویس نهاد ریاست جمهوری در زمان دولت دوم خرداد که با گرفتن بورس تحصبلی به فرانسه مشرف شدند برای دیدن ...)
چقدر راحت این بیبتهی ذلیل از کار توی دفتر ریاست جمهوری خاتمی افتاده به تغذیه از کون آمریکاییها
خیلی طبیعی است که کسانی که منافعشان به خطر افتاده مخالف این کارها باشند
<>> بخش عبری رادیوی جمهوری اسلامی ایران
خوب است، ولی در مقابل حجم رسانههای فارسیزبان رسمی و غیررسمی اسراییل (رادیو فردا و العربیه و...) ناچیز است
تهدیدهای اسراییل ضد ایران چطور قیمت نفت را ناگهان بالا برد؛ مونتاژ انتقادی
با توضیح و نمودار
فهرست تمام برنامهها و سخنرانان امسال ایپک یا لابی رسمی اسراییل در آمریکا
کاش میشد فهمید آیا سازگارا و افشاری و خلجی هم آنجا به عنوان میهمان و ناظر دعوت شده بودند یا نه.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ