سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز :76
  • کل بازدید :150342
  • تعداد کل یاد داشت ها : 380
  • آخرین بازدید : 94/6/14    ساعت : 1:26 ص

شرق/ایوان ریدلی،روزنامه نگار انگلیسی: «من از سفر به ایران در دوران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 2009 بهره بردم و در آن زمان دسترسی آزادانه‌تری به شهروندان معمولی برای صحبت‌کردن با آنان داشتم. آنچه من یافتم عشق و ستایش به احمدی‌نژاد از سوی طبقه کارگر و طبقه دهقانان ایرانی بود، چراکه او با آنان حشرونشر داشت و با زبان خودشان با آنها صحبت می‌کرد. من پس از آن با جمعی از شهروندان ایرانی مسلط با زبان انگلیسی و همچنین نخبگان روشنفکر ایرانی در تهران صحبت کردم و فهمیدم با وجود آنچه در کلام می‌گویند، آنان نماینده اکثریت مردم نیستند. زمانی که بازگشتم و با شبکه خبری «سی‌ان‌ان» مصاحبه‌ای را انجام دادم، پیش‌بینی کرده بودم نتیجه انتخابات به‌نفع احمدی‌نژاد خواهد بود و دقیقا هم همین موضوع روی داد. از خانواده‌ای با پیشینه کارگری می‌آیم و دیده‌ام چگونه نخبگان شهری تلاش می‌کنند صدای خود را تا حداکثر ممکن برای تأثیرگذاری بر جامعه بالا ببرند، اگرچه آنان نماینده دیدگاه‌های اکثریت مردم نیستند. بسیاری از شبکه های تلویزیونی آنچه در ایران روی می‌داد را تحریف می‌کردند و فعالان شبکه‌های اجتماعی نیز از مهارت‌هایشان در کاربرد زبان انگلیسی برای ارائه تصویری مخدوش از آنچه روی داده بود، سوءاستفاده می‌کردند. فراتر از این رویکرد تحریف‌شده، آنچه من در میان آنان می‌دیدم، وجود این رویکرد بود که دهقانان و طبقه کارگر نباید اجازه داشته باشند که در انتخابات شرکت کنند، چراکه دانش و درک سیاسی جامعی ندارند. حقیقت آن است که نخبگان روشنفکر ایران، دموکراسی را درک نمی‌کنند. آنان زیبایی «یک نفر یک رأی» را درک نمی‌کنند. »

 


http://sharghdaily.ir/News/69960/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85








      

موشکها را دادند تا دلمان به «خودکار» پرت کردنشان خوش باشد!
............................................................................................
اخیرا خبری منتشرشد که جناب عباس عراقچی در حین مذاکرات وین ، خودکاری را به سمت جان کری پرتاب کرده است. واقعیت این موضوع که در آغاز عجیب می نمود در گفتگوی تلگرامی جناب عراقچی فاش شد. این تصویر که در گروه تلگرامی چلنج منتشر شده است متن کوتاه توضیح عراقچی در پیرامون ماجرای پرت کردن خودکار بوده که نشان می دهد جناب عراقچی فقط خودکار پرتاب شده به سمت خود را به جناب جان کری عودت داده است! دقت کنید:









      


حسین دهباشی

سال ها پیش | وقتی برای کارگردانی مجموعه مستندی با عنوان «عدالت بدون مرز» با موضوع حقوق بین الملل به شهر لاهه در هلند رفتم | راست اش باورم نمی شد که پس از بیست و چندی سال فعالیت «دیوان دعاوی بین ایران و آمریکا» | درآمد ناشی از جا به جایی ملیاردها دلار بلوکه شده به خاطر بحران گروگانگیری در پرونده‌های فیصله یافته میان دو کشور | حتی به حدی نباشد که کفاف هزینه‌های گزاف دیوان و حق الوکاله های کلان پرداختی به کارمندان و وکلای طرفین را بدهد.

حالا اما سن و سالم آنقدرى شده | که در کمتر از یک ماه پس از عهدنامه وین | شاخ درنیاورم که چگونه کوه موش زائیده | و سهم دولت و ملت ایران از مبلغی که می گفتند بالغ بر صدها ملیارد و به قول حاج حسین آقا اوباما دست کم در حدود یکصدوپنجاه ملیارد دلار... | چونان گلوله برفی در آفتاب تموز | و با هرکدام از برآوردهای دوستان | کوچکتر و کوچکتر شود | در آخرین اعلام رسمی چیزی شود در حدود «شش» ملیارد!

راست اش از این هم چندان تعجب نمی کنم | چگونه روزنامه‌نگاران و فرهیختگانی که | کاملا به درستی و به حق | مدت ها ماجرای تحویل نشدن یک دکل خریداری شده نفتی به مبلغ حدود شصت ملیون دلار را محمل انواع سوژه‌ها و لطیفه ها و متلک های تند و بامزه به دولت قبل کرده بودند | یا برای دعوت نشدن به افطاری ریاست جمهوری و نچشیدن یک نعلبکی زولبیاى دولتی... قیصریه تیم اطلاع رسانی دولت فعلی را به آتش کشیده بودند | چگونه است در برابر آب شدن آمار این صدهاهزارملیارد تومان اخیر | حکیمانه سکوت اختیار کرده اند؟

باری... | از امثال عوام الناسى چون نگارنده که کاری برنمی آید | جز دعای خیر | برای آنکه دست کم در اطلاعیه های بعدی... آنقدرى ته این کیسه پوسیده بماند | که تکافوی هزینه شام و ناهار گروه مذاکره کننده در این مدت را بدهد | حالا اگر پولی برای تامین هزینه درآوردن قلب نیروگاه اراک و خرید سیمان مرغوب برای پرکردن اش با بتون مسلح نیز ماند | یا پول خردی برای خرید چند بطری آب معدنی و رفع بحران کم آبی... | که دیگر چه بهترتر...








      

ابراهیم در آتش!
ادبیات عامه و فرهنگ فولکلور بدلیل بی تکلفی و صراحت و بی پروائی اش در بهره جستن از واژگان لمپنی و خیابانی در انتقال معنا و تفهیم پیام به مخاطب ولو آنکه در انتقال چنین پیامی به مرزهای ابتذال هم نزدیک شود بعضا در مقایسه با ادبیات کلاسیک از توان اقناع بیشتری برخوردار است.
از جمله آنکه با وام گیری از گویش عوام در ساختن داستان شیطنت آمیز آن پسری که دعا می کرد مادرش فوت کند تا در تجدید فراش محتمل پدر با بانوئی جوان، ایشان نیز نصیبی از این ماجرا ببرد(!) و اما دست بر قضا این پدر خانواده بود که به رحمت ایزدی پیوست و در ازدواج مجدد مادر، فرزند نگون بخت مواجه با زیاده خواهی (!) پدرخوانده شد و بدین منوال تلخ کامانه در نجواهای محزون خود «بر خود» طعنه می زد که: چی فکر می کردیم. چی شد!
اکنون نیز می توان در بازبینی انقلاب اسلامی ایران و همه فراز و فرودها و مصائب و شدائد تحمیلی و تزریقی به مولود آن (جمهوری اسلامی) طی 36 سال گذشته و تحت مدیریت فزون طلب و سلطه جوی دولتمردان آمریکائی مانند آن جوان نگون بخت کل ماجرای انقلاب اسلامی و دشمنانش را به همین یک جمله از وصف حال آمریکائیان تقلیل داد تا در «خلوت خود» آنگونه سوته دلی کنند که:
چی فکر می کردیم. چی شد!؟
صورت قضیه بدین معنا بی ابهام است دائر بر آنکه:
ایرانی که قرار بود در آتش ناامنی بسوزد! ایرانی که طی 36 سال گذشته با استعانت از تحریم های اقتصادی و تهدیدهای نظامی و نگه داشتن اش در فضای امنیتی قرار بود مانع از بسامان رسیدنش و دومینو شدن الگوی حکومتی اش در منطقه شوند! اکنون در عمق امنیت نشسته در حالی که در محاصره دریائی از ناامنی تروریستی وحوش سلفی و داعشی و بوکو حرامی و القاعده ای و جبهة النصری و هزار کوفت و زهر مار دیگر قرار دارد.
وحوشی که قرار بود از طریق عنان گسیختگی و توحش ملبس به اسلام، مروج بی اقبالی و ترشروئی به «اسلام» و ایقان به بی صلاحیتی هر نوع حکومتی بنام اسلام شوند اکنون در حالی همه منطقه را در آتش جنگ و ترور و خشونت و ناامنی فرو برده اند که ایران پیشتاز و پیش قراول مُلکداری اسلامی یگانه کشوری است که علی رغم اتهام مُلکداری دین ورزانه (!) به لنگر ثبات و امنیت در منطقه مُبدل شده و ابراهیمانه و بسلامت از آتش فتنه نمرودیان جان به در برده.
بنا به اصل «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» چنین برآیندی بالاترین تبلیغ برای موفقیت الگوی حکومت دینی آن هم از جوار بلاهت مبارزان خط اول مبارزه با حکومت دینی است!
فتنه ای که حرامیان از طریق داعش و وحوشی شبیه داعش مهیا کردند تا از آن طریق با خاکپاشی بر چشم حقیقت، بکوشند با بدنام کردن و بد مرام کردن و بی کفایت معرفی کردن اسلام در امر مُلکداری و فرو بردن منطقه و ایضاً ایران در بحران ناامنی، بتوانند فروشنده ناکامی تجربه انقلاب اسلامی به مشتاقان و متقاضیان شوند. اینک و همان فتنه گران با کمانه کردن دسائس شان شخصاً اسباب ترویج و تشویق مدل حکومتی ایرانی شده اند که بنا به دسائس و غرائض ایشان قرار بود شاخص عبرت و نمایه ملامت باشد.
طنز ماجرا آنجاست که 8 سال پیش روزنامه آمریکائی Columbus Dispatch با چاپ کاریکاتوری از خاورمیانه، ایران را به چاه فاضلابی تشبیه کرد که مردمش در هیات سوسک در حال آلوده کردن منطقه اند و اکنون با نگاهی به نقشه پراکندگی وحوش داعش مشاهده می شود آن نجاسات عقلی، غالبا با خاستگاهی غربی و عربی در حال ملوث کردن منطقه ای شده اند که دست بر قضا ایران منزه ترین و امن ترین آن است!
به اعتبار همین ناکامی است که «کدخدا» و «عناصر و متحدین کدخدا» اینک تا بن دندان حق دارند که با رویت کامیابی و مُلکداری توام با امنیت در یگانه حکومت شیعی منطقه و در میانه جهنم جنگ و قتل و ترور و توحش و ناامنی متحدین «کدخدا» و «اجامر کدخدا» سوته دلانه با خود نجوا کنند که:
چی فکر می کردیم. چی شد!
...

داریوش سجادی









      

اولین بار دکتر مصدق رابطه ایران با اسرائیل را قطع کرد
......................................................
در واپسین روزهای زمستان 1328 که فلسطینى‌های آواره و بیخانمان، روزهای سرد و سختى را میگذراندند و در آرزوی بازگشت به خانه و کاشانه خود لحظه‌ شماری می کردند، محمد ساعد مراغه‌ای، نخست‌وزیر وقت ایران، با انتشار بیانیه‌ای در 24 اسفند 1328 ، شناسایی دوفاکتوی اسرائیل(موقتی و غیر رسمی) از سوی ایران را اعلام کرد.
هنوز دو سال از شناسایى دوفاکتوی اسرائیل از سوی دولت ایران نگذشته بود که دکتر محمد مصدق روابط سیاسى ایران و اسرائیل را برهم زد. او که پاییز 1330 در راه بازگشت از آمریکا وارد مصر شده و مورد استقبال بی مانند مردم این کشور قرار گرفته بود، شناسایى دوفاکتو را پس گرفت و کنسول‌گری ایران را در اسرائیل منحل کرد. بدین ترتیب در اواخر پاییز 1330 روابط ایران و اسرائیل قطع شد و روزنامه‌های عربى بارها به خاطر این اقدام ، از مصدق بعنوان «قهرمان ملى ایران» یاد کردند.
عبدالرضا داوری








      

استقلال ?#‏رسانه? در دولت یازدهم
1) صورت مسئله: به خاطر مشکل ?#‏تحریم?، یک دلال نفتی در امارات، میعانات گازی ایران به ارزش پنج میلیارد و 300 میلیون ?#‏دلار? را به یک یا چند پالایشگاه اماراتی فروخته است/ مدل بابک زنجانی
2) مشکل: به دلیل تحریم، پول در حساب های شرکت این فرد مانده، به خزانه واریز نشده / مدل بابک ?#‏زنجانی? 
3) روش حل مسئله: طبق روش های دوران تحریم، بانک مرکزی ایران با محقق الوصول دانستن دلارها، معادل ریالی اش را به دولت پرداخت کرده / مدل بابک زنجانی که ناکام ماند
4) ادعا: زنگنه، وزیر ?#‏نفت? گفته پول بدون هرگونه آسیب در محلی مطمئن است، پس از لغو تحریم بازخواهد گشت / مدل بابک زنجانی 
ارزیابی: مبلغ بلوکه شده دو برابر پرونده بابک زنجانی است. در سه ماه گذشته اغلب رسانه های اصلاح طلب که مدل ساعت و شماره کفش بابک زنجانی را کشف کردند، در یک ?#‏عملیات? روانی-رسانه ای مهم ترین کارشان نفی، تشکیک، عدم پیگیری، بی توجهی به جزئیات و ماله کشی این پرونده بوده است. فرماندهی این عملیات در دفتر اسحاق ?#‏جهانگیری?، معاون اول رئیس جمهور و واحد پشتیبانی آن در وزارت نفت مستقر است.








      

شعری جالب از قائم مقام فراهانی
که بعد از قرارداد ترکمانچای سرود:
...........................................................
شاهدان گرچه لطیف ‌اند و «ظریف » ‌اند ، ولی
این نه هنگام لطایف نه مقام ظرف است

گرگ با گله قرین است؛چه جای طرب است ؟
کفر را رخنه به دین است؛ چه جای شعف است ؟

راستی این که نه دین دار و نه دولت ‌خواه است
هر که امروز به تعطیل و کسل متصف است

زان که از کشور اسلام کنون چندین شهر
به ستم مغتصب است و به جفا معتسف است ...








      

سخنی با جناب طهماسب مظاهری
.........................................................................
امام علی ، علیه السلام فرمودند:از کمال مردانگى است، حقّى که دیگران بر گردن تو دارند را به یاد داشته باشى.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 259

جناب طهماسب مظاهری ، مدتی است برای نزدیک شدن به جریان حاکم در دولت یازدهم، طی مصاحبه های زنجیره ای با شبکه رسانه های الیگارشیک، مداوما بر طبل انتقاد از سیاستهای پولی و مالی دولت نهم و دهم کوفته و تلاش میکند ضمن اعلام برائت از دولت قبل، دوران مدیریت خود در بانک مرکزی و وزارت اقتصاد دولت نهم را بعنوان دوران مبتنی بر اصول علمی و کارشناسی و در عین حال خود را قهرمان ضدیت و مقابله با رئیس جمهور سابق معرفی کند!
در این رابطه یک نکته و یک خاطره را برای جناب مهندس مظاهری یادآور میشوم:
اول؛ نکته :متاسفانه در 24 ماه نخست دولت نهم ، با سکانداری جناب دانش جعفری ، مظاهری و شیبانی ، دوره حاکمیت طیف «مجمع تشخیص مصلحت » بر امور اقتصادی کشور رقم خورد. در این دوران، علیرغم ناهمراهی افرادی نظیر جناب داود دانش جعفری و جناب طهماسب مظاهری با برنامه انقلابی و علمی تقویت بنگاه های کوچک و زود بازده، نقدینگی سالانه تا رکورد 39 درصد هم رشد کرد که این نرخ رشد بی سابقه نقدینگی در کل دوران دولت نهم و دهم بالاترین نرخ بوده و نتیجه مدیریت علمی! جناب دانش جعفری و جناب طهماسب مظاهری در امور پولی و مالی است تا با سکانداری ایشان ، نقطه ضعفی در کارنامه درخشان دولت نهم رقم خورد!
دوم ؛ خاطره: جناب طهماسب مظاهری که در مصاحبه های اخیر خود تلاش میکند تا قبول مسئولیت در دولت نهم را همچون امری «مکروه » و از سر «کراهت » و «بی میلی » نشان دهد، حتما به یاد دارد که در آخرین روزهای حضور در رأس بانک مرکزی دولت نهم ، هنگامی که از عزم رئیس جمهور سابق برای برکناری خود مطمئن شد، در حاشیه سفر استانی قم ، جناب دکتر احمدی نژاد را به کناری کشیده و در خلوت خود با ایشان، حدود نیم ساعت از رئیس جمهور سابق تقاضا کرد که به بهانه برنامه هایی که دارد ، عزل وی از بانک مرکزی حداقل یک ماه عقب بیافتد که البته جناب دکتر احمدی نژاد با این تقاضای وی موافقت نکردند.
این سطور محدود را نوشتم تا گمان نشود دربرابر «لاف غریبی » برخی معزولین دولت قبل ، سخنی در سینه دوستداران احمدی نژاد موجود نیست، که عنداللزوم ، بازهم مشابه این سطور را میتوان نوشت.
عبدالرضا داوری
5 مرداد 94








      

حالا شُما یادتان نمی‌آید | یا نشنیده‌اید | که:

[ از لحظهء نوشیدنِ جامِـ زهر و پذیرشِ قطعنامهء 598 و خاموشیِ فریادهایِ «جنگ، جنگ،... تاپیروزی» در 27تیرماه1367| تا واپسین دمِـ حیاتِ امامـ‌خُمینی(ره) در 13 خُردادماه 1368 | حضرت‌شان دیگر برایِ مردمـ سُخنرانی نکردند | ولو یک کلمه... ]

باوجودی‌که | بُنیان‌گذار و رهبر و ولیِ‌فقیه بلامنازعِ این نظامـ بود | و به‌ تعبیری «اُمیدِ‌مستضعفانِ‌‌جهان» | و بی‌اغراق ملیون‌ها هموطن وی را از جانِ خویش عزیزتر می‌شمردند | و از جمعِ یاران‌ و طرفداران‌اش احدی نبود که تقصیری در آن‌جوری‌ شُدنِ نتیجهء جنگ بر عهدهء او بداند.

در همهء این‌سال‌ها و بارها | حکمتِ سکوتِ‌طولانی و یک‌سالهء او مُعمّایی شُده برایمـ | و گاه از خودِخودمـ پُرسیده‌امـ: | «نکند و... چونان هر رهبرِ بزرگی | که همه را در شیرینیِ پیروزی‌ها سهیمـ می‌کند | و اما در موعدِ تلخِ شکست... بارِ مسئولیت را یک‌تنه بر دوش می‌دارد | زبانمـ لال | از چشمـ‌هایِ پُرسشگرِ رزمندگان و اعضاء معلولِ جانبازان و دلِ‌شکستهء خانواده‌هایِ شُهدا | معصومانه و دیگر | شرمـ می‌کرده در بی‌واسطه شُعار دادن و سُخن گفتن؟»








      

«خبرگان پنجم»؛ مسأله این است
....................................
رسانه های نزدیک به آیت الله هاشمی رفسنجانی، در فرایندی کاملا حساب شده، فضای سیاسی کشور در سال 94 را صرفا محدود به رقابتهای انتخاباتی مجلس دهم و قطب بندی های درونی آن کرده و در مقابل ، موضوع انتخابات خبرگان آتی که اتفاقا همزمان با انتخابات مجلس دهم برگزار میشود را کاملا از حوزه اخبار و تحلیلهای خود خارج کرده اند. توجه به سخنان اخیر هاشم آغاجری، در مصاحبه با شماره 13 ماهنامه ایران فردا میتواند تاحدی ریشه های این تغافل رسانه ای را آشکار کند. وی در همین زمینه اظهار داشت:«امکان سازش بین جناح اقتدارگرا و اعتدالی ها در انتخابات مجلس دهم وجود دارد اما در انتخابات خبرگان امکان سازش کاملا منتفی است و حتما وارد فضای آنتاگونیستی در انتخابات خبرگان خواهیم شد به این دلیل که براساس قانون احتمالات، ترکیب خبرگان آتی تعیین کننده رهبری بعدی خواهد بود لذا از هم اکنون جناح اقتدارگرا تلاش میکند تا قدرت از دستشان خارج نشود. برخوردهای سیاسی و رسانه ای علیه هاشمی رفسنجانی نیز در همین راستاست.کشمکش میان نیروهای سیاسی جمهوری اسلامی وارد مرحله ای شده که «آثار برد و باخت» هر دوطرف «بسیار طولانی مدت تر از قبل» خواهد بود.»
دلیل سکوت فعلی رسانه های نزدیک به آیت الله هاشمی رفسنجانی، دولت و اصلاح طلبان در موضوع انتخابات خبرگان را باید در همین جمله انتهایی هاشم آغاجری دریافت:«آثار برد و باخت» هر دوطرف در انتخابات «بسیار طولانی مدت تر از قبل» خواهد بود.
در واقع مسکوت ماندن موضوع انتخابات خبرگان از سوی حامیان آیت الله هاشمی رفسنجانی نه بدلیل بی اهمیتی این انتخابات بلکه بدین معناست که فعلا تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی برای مهندسی انتخابات خبرگان از تبلیغات در عرصه عمومی خارج بوده و به مهندسی منابع قدرت درونی جمهوری اسلامی معطوف میباشد و هرقدر هم سخنوران جریان اصول گرا، از جمله جناب زاکانی تلاش کنند که موضوع دوقطبی بودن صحنه سیاسی کشور را انکار کنند، این دوقطبی واقعی که از تضاد میان منبع قدرت «شبکه بروکراتیک غربگرا» با منبع قدرت «حزب الله» نشأت می گیرد، صحنه سیاست ایران را در اسفند 94 شکل خواهد داد و آیت الله هاشمی رفسنجانی با شناخت دقیق از این واقعیت ، همانطور که انتخابات 92 را در همین تغافل اصول گرایان مهندسی کرد، انتخابات خبرگان 94 راهم با همان مدل، مهندسی خواهد کرد. به این تحلیل منتشر شده در سایت رسمی آیت الله که بعد از انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان در اسفند 93 منتشر کرده توجه کنید:«تا کنون تبلیغات رسمی حول این محور بوده که خبرگان را باید از تقسیم بندی های سیاسی دور دانست حال آن که با اقدام هاشمی و اصرار یزدی برای رقابت با او ، خبرگان به لحاظ سیاسی به سه فراکسیون طیف هاشمی، سنتی ها و پایداری قابل تفکیک است؛ اتفاقی که در تاریخ 32 ساله این نهاد سابقه ندارد. خبرگان، اکنون از همیشه خود سیاسی تر شده است...هاشمی به ریاست خبرگان نرسید. اما این به معنی پایان سیاست ورزی نیست.هاشمی دو پیام را منتقل کرده است: اول این که همچنان اهل کنش است نه تماشا. این کنش البته گاه خود را با سازش نشان می دهد و گاه با اصرار بر رقابت.دوم این که او در یک سال پیش رو فراکسیون اقلیت خبرگان را نمایندگی می کند. فراکسیونی که می خواهد سال دیگر در چنین روزهایی به اکثریت بدل شود و مردم نیز دریافته اند چنان نیست که پیشتر می پنداشتند و خبرگان را باید جدی تر بگیرند. کما این که شورای نگهبان نیز در تعیین صلاحیت ها جدی می گیرد.»
http://hashemirafsanjani.ir/taxonomy/term/760
اما آیت الله در صحنه انتخابات خبرگان 94 دقیقا چه خواهد کرد؟
1-آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان 94 ،افزایش سهم 32 درصدی آراء حامی خود در مجلس خبرگان فعلی به کف 67 درصدی معادل دوسوم آراء لازم در خبرگان را برای اتخاذ تصمیمات «مهم» و «تعیین کننده» ، هدف گذاری کرده است.
2- آیت الله هاشمی رفسنجانی میداند که فضای انتخابات خبرگان 94 به شدت دوقطبی و آنتاگونیستی است تا آنجاکه به احتمال بسیار بالا وی در این انتخابات ردصلاحیت خواهد شد. 
3-تجربه انتخابات مجلس خبرگان در سال 85 بخشی از راهبرد آیت الله در سال 94 را جهت خواهد داد.به بخشی از آراء مردم تهران در انتخابات خبرگان درسال 85 توجه کنید:
1- اکبر هاشمی رفسنجانی: 1،546،197رای
...
4- محمد یزدی: 970،192 رای
5- احمد جنتی: 929،403 رای
6- تقی مصباح یزدی: 879،883 رای
7-حسن روحانی: 844،190 رای
با این شرایط آیت الله هاشمی رفسنجانی ، کمترین دغدغه ای بابت ردصلاحیت ندارد . او که مرزبندی خود و حسن روحانی را با آیات یزدی ،جنتی و مصباح در انتخابات اخیر هیئت رئیسه خبرگان علنی کرده و در شرایطی که امکان ردصلاحیت حسن روحانی در انتخابات خبرگان ، بدلیل هزینه های بالایش وجود ندارد، لذا حتی در صورت ردصلاحیت ، از طریق تنظیم یک فهرست سراسری از حامیان خود با نماد «حسن روحانی» ، تلاش خواهد کرد تا دوقطبی خرداد 92 را در اسفند 94 بازتولید نماید.
آیت الله هاشمی رفسنجانی ، با خود می اندیشد که وقتی در سال 85 یعنی در شرایط آغاز بکار دولت نهم و دوری حامیانش از ابزار مهم دولت ، توانسته است به همراه حسن روحانی ، رای قابل توجهی را در انتخابات خبرگان کسب نماید(متوسط آراء هاشمی و روحانی در این انتخابات حدود 1،200،000 رای است ) لذا در شرایطی که حسن روحانی رئیس جمهور شده و اکنون ابزار مهم دولت نیز در اختیار حامیان آیت الله است، رأی آوری حداکثری لیست شان در اسفند 94 ، که حتما فاقد اسامی آیات یزدی ،جنتی و مصباح خواهد بود، دور از دسترس نیست.
جمع بندی:
کلید هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان 94 ، حسن روحانی و فرصت ریاست او بر دولت است.البته ریاست روحانی در دولت واجد دو فرصت و یک تهدید برای فرایند مورد نظر هاشمی در انتخابات خبرگان 94 خواهد بود.
فرصت 1: ریاست روحانی در دولت موجب خواهد شد تا موضوع رد صلاحیت حسن روحانی بدلیل بالا بودن هزینه های داخلی و بین المللی ، منتفی باشد.
فرصت 2: انتخابات خبرگان 94 توسط نیروهای تحت امر حسن روحانی برگزار میشود.
تهدید : حسن روحانی در 24 خرداد 92 طی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در استان تهران 2385890
رأی کسب کرده است . کاندیداتوری روحانی در انتخابات خبرگان پنجم در اسفند 94 به این معنا است که وی قبل از انتخابات ریاست جمهوری خرداد 96 ، مجددا خود را در معرض آراء عمومی قرار میدهد. تجربه ای که فقط یکبار آنهم برای هاشمی رفسنجانی در سال 69 رخ داده که بین دو انتخابات ریاست جمهوری 68 و 72 ، خود را مجددا در معرض آراء مردم تهران در انتخابات خبرگان قرار داد و با کاهش 37 درصدی حجم رای روبرو شد. البته این موضوع در آن زمان بدلیل عدم وسعت رسانه ها و اتوریته هاشمی ، اثری در موقعیت سیاسی وی نداشت اما اگر آراء حسن روحانی در انتخابات خبرگان 94 تهران از آراء وی در انتخابات 92 تهران کمتر باشد ، این موضوع بشدت به موقعیت داخلی و خارجی وی لطمه خواهد زد.لذا ورود همین مولفه به محاسبات روحانی و جمع بندی نهایی وی در مورد کاهش آراء در انتخابات اسفند 94 ، موجب میشود که وی ریسک کاندیداتوری در انتخابات خبرگان 94 را نپذیرد تا برنامه هاشمی رفسنجانی بدون روحانی با تهدید جدی روبرو شود.
عبدالرضا داوری








      
   1   2   3   4   5   >>   >