به گزارش دولت بهار، سید علی اصغر حسینی؛ وکیل حمید بقایی در خصوص شکایت موکلش علیه غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی گفت از این نماینده مجلس به اتهام نشر اکاذیب و ایراد افترا در دادسرای فرهنگ و رسانه تهران شکایت کرده ایم و پرونده در جریان رسیدگی می باشد.
وی در خصوص علت طرح این شکایت گفت: آقای جعفرزاده اظهارات کذبی در خصوص موکل بنده مطرح نموده و مدعی شدند آقای بقایی مبلغ 20 هزار میلیارد تومان از کشور خارج نموده که علیرغم درخواست های مکرر ما، آقای جعفرزاده هیچ سند و مدرکی برای اثبات حرف های خود منتشر نکردند و حاضر به پذیرش اشتباه و عذرخواهی هم نیستند.
حسینی در خصوص شرطی که با آقای جعفرزاده گذاشته بود که اگر این نماینده مجلس تا تاریخ 15 مرداد اسناد و مدارک ادعای خود را منتشر کند برای همیشه شغل وکالت را کنار می گذارد و در غیر این صورت آقای جعفرزاده از سمت نمایندگی مجلس استعفا دهد، گفت: با توجه به اینکه آقای جعفرزاده بدون انتشار هرگونه سند و مدرکی مدام ادعای کذب خود را تکرار می کردند و به هیچ وجه حاضر به قبول اشتباه خودشان هم نبودند، نهایتاً این پیشنهاد را مطرح کردیم و البته برای ما از ابتدا مشخص بود که ایشان هیچ سند و مدرکی ندارند ولی فقط می خواستیم این موضوع برای افکار عمومی خصوصاً مردم شریف رشت اثبات شود.
وی در پایان گفت امیدواریم همه خصوصاً نمایندگان محترم مجلس که باید در رعایت قوانین و مقررات پیش قدم باشند، قبل از اینکه چنین مطالبی را در سطح رسانه ها مطرح و با آبروی دیگران بازی کنند، تحقیقات لازم را انجام داده و با سند و مدرک صحبت کنند تا در مقام اثبات اظهارات خود شرمنده مردم نشوند.
@dolatebaharchannel
تفاوت های آزمون #TOEFL و #IELTS :
@Generalenglish
??تفاوتهای کلی:
1?مخفف چه کلماتی هستند:
IELTS: International English Language Testing Service
TOEFL: Test of English as a Foreign Language
2? هدف از مدرک؟
اگر قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور دارید، یکی از این دو مدرک برای شما لازم هست. توصیه می شه که برای انگلیس و استرالیا آیلتس داشته باشید و برای امریکا تافل. برای الباقی کشورها عمدتا هر دو قابل پذیرشه.
البته اینطور نیست که تو امریکا آیلتس رو نپذیرن یا تو استرالیا تافل نخوان اما این صرفا توصیه است و از نظر لهجه هم برای بعد از سفر برای شما مناسب تر خواهد بود.
پس بیش از 90 درصد دانشگاههای دنیا هر دو مدرک رو به رسمیت میشناسن.
اگر میخواید در داخل کشور ادامه تحصیل بدید، از آزمونهای ساخت ایران (!) استفاده کنید چرا که ساده تر و البته ارزون ترند.
قبل از انتخاب آزمون، admission requirements دانشگاهی که می خواید پذیرش بگیرید و چک کنید و ببینید آیا هر دو رو می پذیرن و یا خیر.
@Generalenglish
3? هر دو آزمون هر 4 مهارت listening، speaking، writing و reading رو تست می کن (البته به شکلهای مختلف که فردا می پردازیم بهش)
4? زمان تافل حدود 4 ساعته (ممکنه بر اساس اینکه reading یا listening بصورت long باشه اندکی تفاوت پیدا کنه.) و زمان آیلتس کمتر و حدود 2.45 دقیقه است.
@Generalenglish
5? از نظر هزینه ای فرق زیادی ندارن و حدود 200 دلار هستن (تافل 210 هست)
6? مقیاس نمره دهی TOEFL iBT از 0 تا 120 هست (یه دونه یه دونه افزایش پیدا می کنه) و IELTS از 0 تا 9 (نیم تا نیم تا افزایش پیدا می کنه)
@Generalenglish
7? در حال حاضر در ایران چند سالی است که فقط نسخه تافل اینترنتی iBT ارائه میشه و دیگه تافل کاغذی یا سنتی PBT وجود خارجی نداره. تافل PBT نمره اش از 310 تا 677 بوده و صد البته بسیار گلابی (!) بود:
?? ریدینگش بسیار کوتاه تر از نسخه اینترنتی بوده (اینترنتی حدود 700 لغت و سیستم قدیم 300 لغته.)
??اصلا مهارت speaking نداشت!
??یه دونه writing داشت نه 2 تا.
??مهارتهای integrated هم که کلا نداشته.
??علاوه بر این سادگی هاش بدلیل تعداد سوالات کمتر، یک ساعت هم کوتاهتر از iBT بود.
الان تقریبا 95 درصد دنیا فقط iBT برگزار می کنن و تافل سنتی فقط در کشورهایی با زیرساخت ضعیف اینترنت مثه افغانستان، عراق، آنگولا، چاد، کونگو و ... برگزار میشه. @Generalenglish
پس اگه کسی گفت نمره من 500 یا 600 هست متوجه میشیم که تاریخ اعتبار تافلش تموم شده و تو همون سیستم ساده قدیم هم آزمون داده(!).
8? آزمون تافل و آیلتس مثل جی آر ای هر دو در ایران برگزار می شن و فقط تعداد دفعات برگزاری تافل بیشتره و تقریبا یه هفته در میون برگزار می شه.
در دنیا 4500 مرکز، تافل برگزار می کنن و 900 مرکز آیلتس.
@Generalenglish
9?تافل تمام سوژه هاش آکادمیک و دانشگاهی هست اما آیلتس هم جنرال داره و هم آکادمیک.
?? تاریخ انقضا مدرک هر دو 2ساله است. جی آر ای 5 ساله است. پس هروقت لازم داشتید آزمون بدید چون دو سال بعدش اون مدرک هیچ اعتباری نداره و از دید بیرونی سطح زبان شما می تونه افت شدیدی (یا پبشرفت!) کرده باشه.
?????
??تفاوت های جزئی این دو آزمون رو فردا در کانال بررسی می کنیم.
#زبان_زیر_ذره_بین #زبان_عمومی
@Generalenglish
??لطفا در صورت استفاده از مطالب حتما به آدرس کانال ارجاع بدید.
امام خامنه ای : بنده مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد| زبان فارسی، زبان اسلامی است که میتواند ملتها را بیدار کند
امام خامنه ای در مراسم افتتاحیه سمینار زبان فارسی در سازمان صدا و سیما، در اردیبهشت 1367 فرمودند:" البته زبان عربی هم یقینا زبان پرظرفیتی است لیکن بنده مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد و در مواردی شک دارم که برخی از مفاهیمی که در زبان فارسی است در زبان عربی جا بگیرد. یعنی من نمیدانم که آیا حقیقتا میشود بعضی اشعار حافظ را در قالب عربی آورد، یا در اشعار عربی شعری پیدا کرد که دارای این همه ظرافت و معنویت باشد؟…زبان فارسی، زبان انقلاب است. زبان اسلام راستین است و زبان اسلامی است که میتواند ملتها را بیدار کند. قرآن و احادیث و متون اسلامی مایه حیات هر مسلمانی است، در این هیچ شکی نیست. همانطور که میدانید ما در قانون اساسی خود، آموزش زبان عربی را لازم و واجب دانستهایم. ارادت ما و علاقه ما به زبان عربی چیزی نیست که برای کسی روشن نباشد و احتیاج به اثبات داشته باشد. اما من میخواهم بگویم آن زبانی که امروز میتواند مفاهیم اسلام انقلابی را به دنیا منتقل کند زبان فارسی است. زبان انقلابی و زبان اسلام انقلابی، زبان فارسی است. زبان فارسی ذاتا یک زبان کارساز است…
یک زبان کامل و به این خوبی در اختیار ماست و بهترین مفاهیم و دقیق ترین آنها را میتوان در این زبان گنجاند. ما باید قدر این زبان را بسیار بدانیم، چیز فوق العادهای است، یک نعمت الهی است در اختیار ما. همانطور که کشور ما از لحاظ موقعیت جغرافیایی یکی از استثناهای دنیا است. همچنانکه از لحاظ اقلیمی نیز کشور ما چیزهای ممتاز زیادی دارد، یکی از خصوصیات ما داشتن این زبان است و ما چه می دانیم، شاید یکی از عوامل افتخارات بزرگ این ملت همین زبان باشد. نمیتوان از این نکته غافل ماند. میدانیم که در دنیای اسلام، ایرانیها به عنوان یک قوم، بیشتر از تمام اقوام دیگر مسلمان برای اسلام کار کردند و در گسترش فرهنگ اسلامی تلاش کردند. اینکه چیز واضحی است. شکی نیست که در حدیث، تفسیر و حتی در لغت عربی، بهترین آثار را ایرانیها و فارسی زبانان نوشته اند. در فلسفه و عرفان که غوغاست و غیر ایرانی، انگشت شمار و معدود است، اکثرا همه ایرانی اند. این خصوصیاتی که ما در قوم ایرانی و ملت خودمان مشاهده می کنیم شاید یک مقداری از زبان این ملت ناشی شده باشد، از ظرفیت زبانی که در اختیار داشته نشأت گرفته باشد."
??منبع: مجله نشر دانش، مورخ خرداد و تیر 1367، صفحات 5 تا 8
یک: | در میانِ بخشهای مُختلفِ مرحومِ صنعتِ هستهای کشور | کارخانه تولیدِ آبِ سنگینِ اراک | از معدود قسمتهایی است که نه فقط تعطیل نشده بلکه با تمام ظرفیت مُجاز و مامور به ادامه فعالیت است | مشروط به آنکه برابر به آنچه در برجام آمده | ذخایرِ آبِ سنگینِ کشور افزایش نیافته | و لاجرم همه تولیدِ آن به قیمتِ جهانی که بسیار کمتر از قیمتِ تمام شُده آن در کشورمان است صادر شود.
دو: | یکی از نقاطِ قوّتِ صنعت هستهای کشور | عدم نیاز به خرید خارجی و واردات به شدت کنترل شده مواد خام رادیواکتیو بود | و اگر این صنعت خُردهای هم رشد کرد | یکی هم به خاطرِ عدم رجوع به بازار سیاه و ممنوع اورانیم | و اتکا به معادن اگرچه بسیار معدود و کم ذخیره داخلی اما به شدت استراتژیک خودمان بود | که حالا از یک سو به قیدِ نظارت سفت و سختِ کارشناسان بیگانه درآمدهاند | و از سویی دیگر موجودی محدودشان | تبدیل به فراوردههایی دیگر و از دسترسمان دور میشود.
سه: | بنا به آمار آژانس بینالمللی انرژی اتمی | ایران حتی در میان 40 کشور اصلی دارای ذخایر معدنی اورانیوم قرار ندارد | و ذخایر قطعی کشورمان تنها حدود 700 تُن است | مهمتر از مسأله میزان ذخایر اورانیوم ایران، مسأله کیفیت این ذخایر است | این معادن از عیار پایین پنج هزارم درصد برخوردارند | به علاوه معدنکاری و آسیابهای اورانیوم برای تامین سوخت فقط یک نیروگاه به اندازه نیروگاه بوشهر | سالانه 300هزار تن باطلههای خطرناک و معدنی رادیواکتیو روی دستمان گذاشته | و طبعا پیچیدگیهای زیست محیطی زیادی نیز | و سرجمعِ همه این موارد ایجاب میکند که | حراست و استخراج از این ذخایر حساس و نایاب و گران و مهم | با نهایت حواس جمعی انجام شود.
و امّا پرسش: | تولید و صادرات آبِ سنگین در کشور | چگونه باید فهمیده شود؟ | در شرایطی که ضرر اقتصادی بسیاری بینِ تفاوتِ قیمت تمام شده بسیار و نرخ فروش رفته اندک آن مُستتر است | و زیان بیشتری در تُهی کردن ذخایر غیرقابل جایگزین آن | باقی بقایتان.
@iranhistory
اگر بخواهیم درباره فیلم ابد و یک روز احتیاط کنیم میتوانیم از دو زوایه به آن نگاه و صحبت کنیم. یک بار ابد و یک روز به عنوان بازتاب یک تجربه خاص و حداکثر محدود اجتماعی که داعیه عمومیت ندارد و دیگری ابد و یک روز با مدعای بازتاب واقعیت کلی جامعه امروز ایران است. به دلایلی از جمله ماهیت سینما به عنوان یک نهاد اجتماعی و نیز دستهبندی ابد و یک روز در فضای سینمای اجتماعی و فقدان نشانه سینمایی و غیرسینمایی بر منحصر به فرد بودن تجربه ابد و یک روز و نشانههایی مثل خانه مثل مادر مثل نوید و فضای بین الااذهانی مخاطب که فیلم را انعکاس یک تجربه خاص و محدود در جامعه ایران نمیفهمد و حتی عنوان فیلم به ابد و یک روز که نشانهای از درک کلی سازندگان فیلم از جامعه ایران امروز است، کار را سخت میکند که فیلم را به انعکاس محدود و خاص از یک تجربه یونیک در ایران منحصر کنیم. بنابراین تحلیل فیلم به پیشفرض دوم که فیلم را بازتاب تحلیل سازندگان از کلیت جامعه ایران میداند متکی کردهایم.
«ابد و یک روز» به لحاظ فرم و جمعبندی محتوایی، به «جدایی نادر از سیمین» فرهادی با تفاوتهایی شبیه است. مثل جدایی، نماهای عمدتا بسته، نور کم نماها و پلانها و سکانسها و جاهایی دوربین روی دست و... است و مثل جدایی این جمعبندی را میخواهد به مخاطب بدهد که شرایط ایران، شرایطی نیست که انسان با انتخاب خود در آن بماند و اگر مانده است مثل یک زندانی ناگزیر و مجبور است.
اما تفاوت ابد و یک روز با جدایی در دو چیز است. یکم: شدت اسفناک بودن وضعیتی است که جامعه ایرانی در حال تجربه کردن آن است. در جدایی نادر از سیمین، کارگردان نوعی کمالگرایی را تعقیب میکند و یک جامعه اخلاقی که به ضرورت نیز، دروغ به عنوان نماد جهانشمول اخلاق، در آن گفته نمیشود را تمنا میکند. اکثر کاراکترها از فرهاد تا راضیه تا شوهر راضیه و معلم و فرزند دختر نادر و سیمین از سطح قابل قبولی از مراعات اخلاقی برخوردارند.
اما در ابد و یک روز، تقریبا همه کاراکترها دچار نابسامانی و چالشهای جدی و مردود در مسائل ابتدایی و اولیه زندگی هستند و عناصر محوری مثل برادر بزرگتر و مادر بچهها در وضعیت ماقبل اخلاق یا به نوعی ماقبل انسانیت هستند. بردار بزرگتر، برادر کوچکتر و معتاد و مواد فروش خود را به کمپ ترک اعتیاد برده تا در نبود او اولا مشتریهایش را تصاحب کند و ثانیا بتواند با خیال راحت خواهرش را معامله کند. درواقع غیرتیترین کاراکتر ابد و یک روز که مانع ناموس فروشی برادر بزرگتر است، بردار کوچکتر مواد فروش و معتاد است.
مادر که در نشانهشناسی جامعه ایرانی، نشانه همه خوبیها و پاکیهاست و برای همه حرمت دارد، در ابد و یک روز خلاصه همه زشتیها و ناپاکیهاست. فیلم با این سکانس آغاز میشود که فرزندان در حال تمیز کردن خانه مادر هستند که کثافت از سر روی آن میبارد. مادر در سیمای یک آشغال جمع کن که همه خانه را با این کار به کثافت کشانده است، تصویر میشود و چندش مخاطب را بر میانگیزاند. مادر همدست برادر بزرگتر برای معامله دختر است و همدست برادر کوچکتر در فروش مواد مخدر شیشه است.
مادر خانواده در ابد و یک روز یک شخصیت کاملا نفهم است. این قدر که اعصاب همه از دست او به هم ریخته است و حتی اعتراض سمیه دختر محجوب خانواده را نیز بر میانگیزاند. بعضی وقتها البته مادر خانواده نفهم نیست بلکه خود را به نفهمی زده است تا برای پلیدیهایش راه توجیه باز کند. در سکانسی درون پراید برادر بزرگتر، مادر در توجیه پنهان کردن مواد مخدر شیشه برادر کوچکتر میگوید که من فکر کردم تریاک است! بعد یکی از بچهها به او میگوید: مادر! تو چند نسلتون همه تریاکی بودید، بعد فرق شیشه و تریاک را نمیدونی؟! مادر خانواده طماع هم هست و به یک اسکناس پانصد تومانی از درآمد بچهها هم نظر دارد.
لوکشین اصلی فیلم که خانه مادر خانواده است، آنچنان از کثافت ظاهری و باطنی انباشته است که میتوان اسم کثافتخانه را به آن داد. سکانسی که نشان میدهد سرویس بهداشتی خانه گرفته است و سمیه دختری که نقش کوزت داستان را ایفا میکند، با چوب بلندی در حال فشار آوردن به فضولات انسانی برای راه باز کردن است، کثافت فیزیکی این خانه را به مخاطب القاء میکند و سکانسهایی دیگر که خواهران و برداران در حال پیدا کردن انواع مواد مخدر از تریاک تا شیشه و ترازو توزین مواد و موادی که بسته بندی شدهاند، باطن کثافت این خانه را بازنمایی میکنند. بخشی دیگر از باطن این خانه، در بازنمایی روابط بین خواهرها و برادرها و مادر با هم بازنمایی میشود که در یک سوء تفاهم کامل نسبت یکدیگر هستند.
یکی دیگر از مظاهر بدبختی وضع موجود، شرایط نسل آینده است که در کاراکتر نوید بازتولید شده است. نوید دانش آموز با استعدادی است که علیرغم چنین وضعیت خانوادگی، در درسهایش موفق است و شرایط ورود به مدارس استعدادهای درخشان یا تیزهوشان را دارد. اما به دلیل وضعیت نابسامان خانواده آینده او نیز در حال تباه شدن است. نوید یا باید مأمور خرید برادر کوچکتر شود و نیازهای او را تامین کند که نافرمانی از آن وی را مستحق اعمال خشونت علیه او میکند یا باید در کار و کاسبی جدید برادر بزرگتر که سرمایهاش را از معامله خواهرش و راه انداختن مشتریان مواد مخدر برادرش بدست آورده، پادویی کند.
اما کار به همینجا ختم نمیشود و فیلم از زبان برادر بزرگتر، دورنمای این وضعیت به شدت تأسف انگیز را در کلید واژه «ابد و یک روز» بازگو میکند. ابد و یک روز یعنی شرایطی که زندانی در زندان، تا یک روز بعد از مرگش، زندانی کشیدنش طول میکشد و تنها یک روز بعد از مرگش از زندان آزاد خواهد شد. یعنی شرایط افراد حاضر در جامعه ایران شبیه وضعیت زندانیای است که حکم ابد و یک روز را دارد و به احتمال بسیار قوی تا زمان مرگشان این حکم پابرجا خواهد بود اگرچه احتمال کوچکی وجود دارد که با گذشت حدود 15 سال از حبسش، ممکن شود که حکم تغییر کند و فرد مشمول عفو شود. اما احتمال قویتر این است که هیچ راه نجاتی از این وضعیت نیست.
فیلم در کلید نجاتی که معرفی میکند، تفاوت دوم خود را با جدایی نادر از سیمین نشان میدهد. در جدایی خروج از ایران، کلید نجات است اما شواهد و قرائن نشان میدهد که آن جای غیر ایران، حتما افغانستان نیست. افغانی و افغانستان در جامعه ایران ولو به نادرست، نشانه اوج بدبختی و فلاکت امروز و بی آیندگی فرداست. اما ابد و یک روز برای کامل کردن نشانههای خود در القاء تمام عیار وضعیت فلاکت بار، بحرانی و نفرت انگیز جامعه ایران، افغانی و افغانستان را به عنوان راه برون شد از این وضعیت حداقل برای سمیه، مادر و برادر بزرگتر ترسیم میکند. اینجاست که باید گفت درود به شرف اصغر فرهادی!
پرویز امینی
نامه وارده
بنام خدا
سلام جناب آقای داوری عزیز
دو میلیارد دلار کشور را آمریکا در مقابل لبخند دولتمردان تدبیر و امید دزدید.
با احتساب قیمت 200 ملیون تومان برای هر خانه، 35 هزار زوج یا 70 هزار جوان تازه ازدواج کرده از داشتن خانه محروم شدند.
با احتساب قیمت 35 ملیون تومان برای یک خودرو داخلی، 200 هزار نفر از داشتن خودرو محروم شدند.
با احتساب 100 میلیارد تومان برای ساختن یک بیمارستان مجهز، 70 شهر کشور از داشتن یک بیمارستان کاملا مجهز محروم شدند.
به این اعداد اضافه کنید تعداد هواپیماها؛ هلیکوپتر های اورژانس، کارخانه ها و کارگاه ها و ...
تعجب میکنم از توان زنده ماندن در برابر این مسائل!
دهقانی
https://telegram.me/dr_davari
الف: | یکی از تلخترین گزارشهایی که در همهء عُمر دیدم | خاطرهء پسرِ نوجوانِ هموطنی بود | نجاتیافته از کشتیِ شکستهای در سواحلِ سرد و صخرهای اُسترالیا | اینکه در میانهء جدالِ نابرابری با طوفانی شبانه | چطور پدرش دستاش را میگیرد و بالا میآورد | امّا با موجِ بعدی... کاسهء سرِ پدرش هم محکم به جایی میخورد و پیشِ چشمِ او میمیرد | بعد از آنکه آبِ تلخِ اُقیانوس عاقبت حُفرهء دهانِ مادر و خواهرش را هم یافته و غرقشان میکند | آدمی به سن و سالِ نگارنده لابُد حالا پوستاش خیلی کلفت شُده | امّا میدانی؟ | این رفیقات آن شب و پایِ دیدنِ آن گزارش خیلی گریه کرد | خیلی. ب: | آن یکی داد بزند که ایهاالناس! خاک بر سرِ دولتی که پایین آمدنِ نرخِ تورماش حاصلِ بیپولی و بیکاری و رکود است و اُمیدش بسته به کرمِ دشمنان و تدبیرش وابسته به سکوتِ مُنتقدان و دلسوزان | وین یکی بگوید تو یکی دیگر خفه با آن چندملیارد ارزِ از دست رفته و خسِ و خاشاک خواندنِ ملیونها نفر از نفوسِ این مملکتِ بداقبال | سومّی بپرسد که مگر تو نبودی که شورایِ شهرِ تهران و انگیزهء جامعه را برایِ انتخاباتِ بعدش به لجن کشیدی؟ | و آخری طعنه بزند که فرمودید سالهایِ طلاییِ دههء شصت؟ و خُب! بله! میفرمودید | و همه | انگشتِ افشاگری تاب بدهند به چرایی و چگونگی نهادنِ نهالِ فساد و نابرابری در برهوتِ سالهای سازندگی و پس از جنگ | و... امّا جنگ! ج: | مُسابقهء کثیف و خیلی ناجوری که از خیلی وقت پیش هم بود | حالا انگار روز به روز پُرطرفدارتر و کثیفتر و ناجورتر میشود | اینکه سیاستمدارانی با دستهایِ آلوده | و نه به نیّتِ اینکه «دانستن حقِ مردم است» | که به قصد پنهانکردنِ آلودگی دستهایِ خودشان | دستِ همدیگر را رو کُنند و پتهء شان را بر رویِ آب بریزند | و اشکالاش هم این باشد که همهشان هم کمابیش راست بگویند | و طرفِ مقابل و رُقبایش واقعا به همین بیعُرضگی و سردرگمی و مزخرفی باشند که توصیفاش میکنند. د: | راستی چطور میشود که یکی قیدِ یار و دیار و خاطرات و خانهء پدری و احترام و قرمهسبزی و توچال و نوروز و تکیهء محل را میزند | و با آنکه میداند در تهء این جاده برایش فرشِ قرمزی نینداختهاند آوارهء غُربت میشود؟ | هان؟ ه: | حاصلِ برجام «تقریبا هیچ» بوده: آن یکی ذوق میکُند! | دوملیاردِ دیگر به خاطر ندانمکاری آنیکی دُزدیده شُده: اینیکی ذوق میکُند! | پروندهء پولشویی در پاناما افشاء میشود: هردوتا لاشخوروار میگردند دُنبال نشان دادنِ ولو ساختگی نامِ دیگری | چه خبرشان است؟ | کدام یک از آنها گردن میگیرند | گناهِ دلمردگی و افسردگی و جانِ به لب رسیدهء انبوهِ آدمهایِ معمولی را؟ | احساسِ حماقتِ آن پیرمرد یا پیرزنِ بازنشسته که عُمری را با پاکدستی زندگی کردهاند؟ | مسئولیتِ فرارِ رُفقایِ من را از کشورِ خودشان؟ @iranoralhistory
دیدم دیپلمات های مذاکره کننده برجام، افشاگری فرموده اند دو میلیارد دلار توقیفی در امریکا، سرمایه گذاری دولت پیشین بوده است. آقای رییس بانک مرکزی هم -که درکشان می کنیم- گله کرده چرا در کشور دشمن سرمایه گذاری کرده اند. من دفاعی از آن داستان ندارم و جزئیاتش را هم نمی دانم؛ لیکن، دولتی که همه هستی اش را در امریکا سرمایه گذاری کرده، در موقعیتی نیست که از خرده سرمایه گذاری دیگران انتقاد کند!
@mahdi_mohammadi61
برخی از مطبوعاتِ امروز | از قولِ جنابِ سیف | رئیسکل بانکِ مرکزیِ فعلی | اعلام فرمودهاند که در فقرهء حُکم ناعادلانه مصادرهء دوهزارملیون دُلارِ دیگر از اموالِ این مردمِ شریف و صبور توسطِ دیوانِ عالی آمریکا | همه ایراد و مطابقِ معمول از دیوارِ کوتاهِ پیشینیان است | که به جایِ انتقال و لاجرم مصرفِ مبلغِ یادشده | آن را در حسابِ صندوقِ ذخیره ارزی کشورمان و با خریدِ اوراقِ بهادار در آمریکا | سرمایهگذاری کرده است | ورنه... | نه قصوری به تعاملِ کدخدامحورِ عزیزانِ دستگاهِ سیاستِ خارجی وارد است | و نه حتّی کمترین اشکالی به عهدشکنی آمریکاییها | علیرغمِ تعهداتشان به آزادسازی ذخایرِ ارزی کشورمان | در عهدنامهء خوشبینانه و بدفرجامِ برجام
باری... | به قولِ آن مهمانِ دور | نگارنده دیگر حرفی ندارد | و اصلا چه حرفی می تواند داشته باشد؟ | در برابرِ این رویهء روزافزون و وارونه که: «رُحَماءُ عَلَى الکُفّارِ أَشِدّاءُ بَینَهُم!» | جُز تکرار همان پیشنهاد آمده در یادداشتِ پیشین | و افزودن ترمی جدید به ترمینولژی ادبیاتِ سیاسی و مجازیِ کشورمان | هشتکی با عنوانِ: | #وکیل_مدافع_شیطان
در تاریخ 1 آبان ماه 1362 | در انفجارِ مقر تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت | 241 نظامی | که به قصدِ حمایت از دستاوردهای اشغالِ کشور لُبنان توسطِ ارتشِ اسرائیل | به منطقه اعزام شُده بودند | کُشته شدند.
در تاریخ 12 تیرماه 1367 | پرواز مسافربری شماره 655 شرکت هواپیمایی ایرانایر | توسّطِ موشک هدایت شونده از ناو یواساس وینسنس | متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا | بر فراز آبهای سرزمینی ایران در خلیج فارس | قطعه قطعه شد | و تمامی 290 مسافرِ غیرنظامیِ آن | از جمله 66 کودک | جان باختند.
بعدها | در توافق با دولتِ وقتِ جمهوریِ اسلامی | دولت آمریکا مبلغ 55 میلیون دلار به خانوادههای 290 مسافرِ غیرنظامیِ حمله موشکی به هواپیمایِ مسافربری هُما پرداخت | این مبالغ به طور بلاعوض | و بدون قبول مسئولیت حادثه | و در مقابلِ تعهد دولتِ ایران به پس گرفتنِ کلیه شکایات در شورای امنیتِ مللِ مُتّحد | و در شورای ایکائو | و در دیوانِ بینالمللیِ دادگستری لاهه | و نیز... | اخذِ اقرارنامهء رسمی از خانواده قربانیان به عدم هرگونه اقامه دعوا و پیگیریهای بعدی | پرداخت شد.
دیروز | چهارشنبه اول اردیبهشت ماه 1395 | دیوان عالی آمریکا | با اعلامِ حکمی غیرقابل اعتراض و غیر قابل تجدیدنظرخواهی | ایران را به پرداختِ دوملیارد (دوهزار ملیون) دلار | به جهتِ اتهامِ ثابت نشده در کُشته شُدن241 نظامی آمریکایی در جریان حمایت از اسرائیل و اشغال بیروت | محکوم کرده | و امکانِ اقامه دعوا و برداشتِ مبالغی بیشتر و نامحدود از حسابِ ذخایرِ ارزی بلوکه شُده در آمریکا را | تسهیل کرد.
***
پ.ن یک: | سهم و تقصیر دول امریکا و ایران | در وقایعِ انفجارِ مقر تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت | که هرگز سندی در مورد دخالت دولتِ ایران یا افرادی با تابعیّتِ ایرانی منتشر نشد | و در قتلِ عام پرواز مسافربری شماره 655 شرکت هواپیمایی ایرانایر | که رئیسِ جُمهورِ آمریکا شخصا به خاطر آن به فرمانده ناوِ موشک انداز مدالِهای افتخار و شُجاعت اعطا کرد | برابر نیست | هست؟
پ.ن دو: | حتّی با فرضِ غیرِ منطقیِ برابری دو واقعهء پیش گفته | به سادگی میتوان مُحاسبه کرد | که علی الحساب | خون بهایِ هریک از نظامیانِ متجاوزِ آمریکایی در سرزمینِ بیگانه | حدودِ 45 برابر (!) | مسافرانِ غیرنظامیِ ایرانی در خاکِ کشورِ خودشان | مُحاسبه و پرداخت شده | گرچه این میزان امکانِ افزایش نیز دارد.
پ. ن سه: | مقاماتِ بانکِ مرکزی و وزارتِ خارجه و نهادِ ریاستِ جُمهوری در دولتِ فعلی ایران | دستِ کم تاکنون | بیهیچ اشارهای به تبعیضِ باورنکردنی میانِ خون بهایِ شهروندانِ دو کشور | تنها از محکومیت در دیوان عالی آمریکا ابرازِ نارضایتی نمودند | در عینِ حال | در حالیکه کماکان امکان دسترسی کشورمان به اموالِ خود میسر نیست | تصمیم دولتِ آمریکا در برداشتِ از ذخایرِ بلوکه شُدهء ایران را | نقضِ برجام ندانسته | و اعتراضِ معترضان هموطنِ خود به پیمان شکنیِ آمریکا در پسابرجام را مردود دانستند
پ.ن سه: | به گمانِ نگارنده | کم کمک و مع الاسف | باید تعبیر و هشتکِ دقیق و جدیدی در واژهشناسی فهمِ رفتارِ برخی مسئولانِ ایرانی | در تعاملِ با بیگانگان رایجِ شود: | #وکیل_مدافع_شیطان
@iranoralhistory
